نامتعارف به از متعارف
آقا اين چند روزه كه نبودم تيليفه خونه قطعيده بود ؛ به خاطره عملياته كابل برگردون
خبره مهم اينكه اين هفته ميرم مسافرته ۱۰ روزه اونم دونفره ؛ منو مامان جونه ؛ مي ريم مشهد برا خودمون ؛ درست وسطه صفا سيتي
؛ فقط پيك بايد بليطه هوا را به دستمون برسونه ![]()
ديگه اينكه به علته كمبوده سوژه برا آپ كردن ؛ دست به دامنه بازيه عاداته نامتعارف شدم اونم به دعوته يك فروند دوشيزه ي نامريي ![]()
اوليش اينه كه عادتمه با آبه سرد دوش مي گيرم ؛ يعني آبه جوش كلافه م مي كنه در حده تيم ملي ![]()
دوميش اينه كه عادتمه كه شبايي كه امتحان ندارم تا ساعته ۴ صبح بيدارمو از اون ورش تا ۱۲ ظهر مي خوابم
؛ اما شبايي كه امتحان دارم حتمي حتمي ساعته ۱۱ خوابم ؛ حالا چه درسما كامل خونده باشم چه ناقص![]()
بعديش اينه كه وقتي مي خوام بخوابم حتما همه جا بايد ساكته ساكت باشه و تاريكه تاريك ؛ طوريكه پرده ي اتاقمم مي كشم تا يه وقت نور ماه نياد توو ؛ بعد باطريه ساعتم در ميارم تا تيك تاكش روو اعصابم نره ؛ وگرنه اي ماااااااااادر جان اينه اعصابه من ![]()
خوابم خيلي سبكه ؛ فقط كافيه وقتي خوابم يكي از كنارم رد بشه ؛ همين جابجاييه هوايي كه ايجاد مي شه ؛ از خواب مي پروندم ؛ بعد بي زحمت يه طويله خر بياريند تا من اين باقاليا را بارشون كنم چون تا ۳ -۴ روز بعدش سر درد و گردن درد دارم در حده تيم ملي![]()
عادتمه وقتي سواره تاكسي مي شم حتما جلو مي شينم ؛ حالا مي خواد عقب جا داشته باشه يا جا نداشته باشه ؛ جاي من اون جلو هستش
حتي اگه يه مرد هم جلو نشسته باشه بهش مي گم اگه براش امكان داره بره بشينه عقب وگرنه كه وايميسي تا تاكسي بعدي بياد![]()
وقتي تشنه م مي شه و مي رم دمه يخچال كه آب بخورم ناخوداگاه دستم مي ره سمته ماستو يه ملاقه ماستا به آب قاطي مي كنمو مي خورم
؛ بعد برا غذا خوردنم دوتا كاسه ماست حتما قبله غذا مي خورم دوتا هم بعدش
؛ اما خونه مامان جونه رعايت مي كنم به جونه عمه م ؛ باور نمي كني؟؟؟؟؟؟؟؟
بيا برو از آقاجونم بپرس كه ماستا از دسته من قايم مي كنه ؛ والا به خدا
؛ بعضي وقتا هم كه تشنه م مي شه ؛ اگه ماست نداشته باشيم (( نه اينكه نباشه هااااا ؛ بوده ؛ تموم شده ؛ مامانه ديگه رووش نشده به باباهه بگه دوباره ماست بخر چون ماستا يه روزه تموم شده
)) داشتم مي گفتم ؛ اگه ماست نباشه و تشنه م باشه ؛ توو همون دره يخچال قوطي شيرا مي رم بالا
؛ فقط خدا خدا مي كنم كه مامانه نبينه با چه گنده كاري دارم شير مي خورم![]()
عادته بعديم اينه كه در طول روز دوبار مي رم حمام ؛ چون واقعا بعدش نيناش ناشم بلدم ![]()
همه ي كاراما با آهنگاي شاده شاد و دستام همه ش بالا انجام مي دم ؛ حتي غذا خوردنم![]()
از جاي شلوغ بدم مياد ؛ اما از ۳۶۵ روزه سال ۳۷۰ روز اتاقم صحراي كربلاس![]()
از خريده لباس و مانتو اينا چندان خوشم نمياد ؛ اما خدا نياره اون روزي را كه از دمه يه روسري فروشي رد بشم ؛ الانه تا ۱۰ سال ديگه يه عالمه روسري دارم ؛ جالبيشم اينجاست كه عيد به عيد يه سريشا مي دم به مامانه و مي گم : من كه اينا سرم نمي كنم تو سرت كن![]()
برعكسه اكثره دخمل خانوما خيلي كلپچ دوست دارم مخصوصا چششششششششششششششششم ![]()
هرچيزي يه حد و اندازه اي داره ؛ اما تعداد عروسكاي من اندازه نداره ؛ يه زماني اگه ني ني دار بشم بچه م مي شينه خودش برا خودش گريه مي كنه من با عروسكام عچق مي كنم ؛ اين همه مسافرت رفتم بعد توو هر مسافرتي دوتا عروسك خريدم ؛ مسخره نكن بينيم بابا ؛ كودكه درونم خيلي فعاله
تازه بعضي وقتا كيفه بغل كردنه عروسكا را با باباهه شريك مي شم ؛ بهش مي گم فرض كن اينم يه بچه ته![]()
اصلا كاره هنري بلد نيستم و سليقه ي هنري هم ندارم ؛ بي زحمت دره اين كيسا باز كن بينيم تووش چه خبره ؛ راديو ضبطم در دسته اقدامه![]()
آره داداش ؛ اصلا كي گفته من نامتعارفم؟؟؟؟؟؟؟ بياد جلو تا تعارفا حاليش كنم![]()
زندگی وسیعتره يا مرگ؟؟؟؟
عشق از همه ي اونا وسيعتره
نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 0:2 قبل از ظهر توسط اطلس بانو
|


