گشت و گذار
من الانه فول آف انرژی تشریف دارم
و کلا خیلی سرخوش و دل شادم
؛ تازه شم دوست دارم دور و بری هام هم بخندند
؛ یه نموره قه قهه بزنند
؛ تو هم بخند ؛ خیلی خوشگل می شی وقتی می خندی
؛ باور نمی کنی؟؟؟؟
وقتی می خندی یه نگاه به خودت توو آینه بنداز ؛ اوون وقت باور می کنی ؛ قبلش مسواک یادت نره تا دندونات برق بزنه![]()
اول از همه که سرم خیلی شلوغه
؛ کی می گه فقط راننده ها توو جاده ها هستند؟؟؟؟؟؟
منم که همیشه ی خدا توو جاده هام
؛ تازه 3 تا ارائه هم دارم که بر پدرش صلوات که داره خون منا توو شیشه می کنه
؛ برا همینه که کم می یام توو نت![]()
آآآآآآآآهان ؛ امروزم که دیگه ته خوشی بود![]()
با تبسم بیرون بیدم
؛ خیلی خوشیدیم ؛ نه اینکه کمبود وقت دارم![]()
اول که رفتیم کتابخونه مرکزی تا من به کارام برسم
؛ بعدشم که رفتیم پارک ؛ یه 3 ساعتی هم توو پارک بودیم
؛ اوونجا که من خیلی هر زدم ؛ از همه مهم تر ؛ بعدشم رفتیم بازار هنر ؛ عجب بازاریه خداوکیلی
؛ از این سر تا اوون سرش فقط مغازه ی طلا فروشی
؛ تازه شم ؛ منم که قیافه م این ریختی بود :![]()
تازه شم به این تبسمه می گم که :
می شه یه روز ما را بیارند اینجا ؛ ما هم از اینا بخریم؟؟؟؟؟؟؟؟
تبسم من یکم دیگه به این حلقه ها نگاه کنم به اولین خواستگارم که بیاد بله می گماااااااااااااااااا
؛ بیا بریم بیرون![]()
آهان ؛ تازه یه سرویس دیدیم ؛ اینقده خوشگلو خوشمزه بووووووووووود
که نگووووووو ؛ دیگه هیچ جای بازار ما اینا ندیدیم ؛ یه چیزه خیلی خوشمزه ای بود که نگو
؛ خود فروشنده هم می دونست این سرویسش توو بازار تکه ؛ همچین اوون بالا بالای ویترینش گذاشته بود که قیافه ی منو تبسم این بود :![]()
![]()
![]()
![]()
من : تبسم اینا نیگاااااااااااااااااا![]()
![]()
تبسم : دیدمش ؛ خره خیلی خوشگله![]()
من : یعنی می شه این یه روز ماله من بشه؟![]()
تبسم : بیا بریم ![]()
من : به جانه خودم اگه ندیدی من به اولین خواستگارم بله را بدم ؛ بعدشم بیارمش اینجا اینا برا من بخره![]()
حالا اینا به یه کنار ؛ حلقه هم پسندیدیم ؛ هرچی من جینگیلی می پسندیدم ؛ تبسم ساده ؛ آخر سر تبسم در اوومده می گه :
اطی ؛ اینا را می تونیم مدل بدیم با نقره برامون بسازندا ؛ عینهو خودشم می شه![]()
من :بیا بریم ؛ خاک توو سرمون نکنند که به نقره شم راضی هستیم![]()
آهان ؛ تازه شم ؛ اوونجا اصلا جای ماها نبود که ؛ از بس که همه اومده بودند برا خرید عقد
؛ منم که خدای گیر دادن ؛ افتادیم دنباله یه خونواده که اوومده بودن خرید عقد ؛ هرجا می رفتند ما هم می رفتیم ؛ فکر کنم خودشون فهمیدند که ما هم دنبالشونیم
؛ آخر سر هم که بدونه خرید رفتند بیرون ؛ آخه اوونجا قیمتاش یه نموره نجومی بود![]()
بعدشم که اومدیم بستنی خریدیم با دونات
؛ طلا که نخریدیم ؛ حداقل یه بستنی بخریم ؛ بعدشم اوومدیم وسط چارباغ نشستیم خوردیم
؛ بعدشم رفتیم پارچه هم دیدیم ![]()
آهان ؛ یه پارچه دیدیم و پسندیدم که با اوون سرویسه که اول دیدیم و تک بود خیلی ست می شد و اصلا یه چیزه مشتی از آب در می یومد که نگوووووووووو
؛ گفتیم برا مهمونی پشت عقد یه ست خیلی شیک در می یاد![]()
![]()
آخر سر هم به این نتیجه رسیدیم که فعلا جنس اصلیه معامله یافت می نشود و برا همین فعلا درس می خونـــــــــــیم ![]()
آهان ؛ تازه این تبسم اینقده دلش برا دوماده نبوده سوخیت که نگو ؛ هی می گفت گناه داره یهویی بیاد این همه پول بده![]()
پ ن : نه من نه تبسم ؛ فعلا قصد ازدواج نداریم
؛ می خوایم درس بخونیم
؛ تبسمم نخواد درس بخونه من درس خونش می کنم
؛ گفتم که اوون کفشای آهنیا برا بعد از درس خوندن ماها توو انبار نگه داریند تا برا روز واقعه بی کفش نمونیند![]()
الانه دلم می خواد یه شعر جینگیلی بنویسم ؛ که ادبی نباشه ؛ یعنی یه جوری باشه که بشه باهاش قر داد ؛ بری توو فازه :
دست دست دست![]()
سوت سوت سوت![]()
جیغ جیغ جیغ![]()
قر قر قر![]()
این وسط یکی هم یه ترقه بندازه ؛ از این دودا هم بدیم وسط میدونه رقص ؛ دیگه بزممون کامله![]()
توو عجب فازی هستیماااااااااااا![]()
تو گل بندری ؛ آره آره والا
یه دونه دختری ؛ آره آره والا
تو یه افسونگری ؛ آره آره والا
نازنین دلبری ؛ آره آره والا
همه ی عاشقا ؛ یالا دستا بالا
پسرا دخترا ؛ یالا دستا بالا
همه اهل دلا ؛ یالا دستا بالا
همه با هم حالا ؛ یالا دستا بالا
تو گل طنازی ؛ روو لبام آوازی ؛ تو لطیفی یاسی ؛ تو پر از احساسی
فردا به همه سر می زنمو از خجالت همه در می یام![]()
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 9:32 بعد از ظهر توسط اطلس بانو
|



