سلام سلام 1000 تا سلام ( این همه سلام به خاطر اینکه سلام سلامتی میاره )
شنبه کارگاه لینوکس داشتیم
از 3 روز قبلشم من ساعت 5 صبح بیدار می شدمو از اون طرفم ساعت 1 شب می خوابیدم
خفن سر کلاس توو چرت بودما سرم منگ بودا اصلا توو حالو هوای کلاس نبوووووودم که بیا و ببین ایلیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ؛ استادم که رفته بود توو نخ منو ول کنم نبود ایلیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا .
سر کلاس به این تبسم می گم :
I am sleepy
Can you understand????????
حالا تبسم داره برو بر منا نیگا می کنه
من : نه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ؛ تو یه بدبخته مفلوکه دربه دره بیچاره ای که هیچی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی نمی فهمه ؛ یهویی ی ی ی ی
دست تبسم با همون انگشتره تلللللللللللللپی خورد توو صورتمو خوابو چرتو و......................... همه چی از سرم تی تی پر تی پر توو شد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چند وقتی می شه که خفن خوابالو شدم که بیاو ببین
شنبه ساعت16 رسیدم خونه ؛ ساعت موبایلا گذاشتم روو20 که بیدار شم ؛ 20 زنگش در اوومده خامووشش کردمو تاااااااااااااااااااا 22 خوابیدم ؛ بعدشم 22 که بیدار شدم یه چی خوردماااااااااااااا دوباره گرفتم خوابیدم به این امید که 6 بیدار بشم ؛ 6 اوون موبایل بدبخت خودشا تیکه تیکه کرد ؛ بیدار شدم گذاشتمش روو 7 ؛ دوباره خوابیدم ؛ 7 دوباره گذاشتمش روو 8 دوباره خوابیدم ؛ 8 بیدار شدم دیدم نه بابام جاااااااااااااااان هیچ رقمه نمی توونم روو پاهام وایسم ؛ دوباره گذاشتمش روو 9 و دوباره خوابیدم ؛ دیگه 9 با داده مامانم پا شدم اما هنوزم به نظر خودم روو پا نبودم ؛دلم می خواست تااااااااااااااااااااا 12 بخوابما ولی 100 حیف که مامانم نذاشت
بابام می گه خب اوون بدبختا از هموون اول بزار روو 12 تا هی نخوای بیدار شی از خوابت بزنی اخه ستمه می خوری تو
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
روابطم با بابام بهتر شده گوش شیطون کر
پنچشنبه 16 رسیدم خونه 16:30 بردندم باغ
همچینی که پامون رسید به باغ به همراه علیا و بابام شیرجه زدیم توو استخر
هی پدرمان سرمان را در اب فرو می کرد ان چنان که خیال کردندی که قصد جانمان را نموده اند ؛ در همان هنگام که در اب به امر خطیر شلپ شولووپ مشغول بودیم و برای حفظ زندگانی تلاشی وافر می نمودیم به ذهنمان رسید که نکند ابوی گرام پست هیچی یمان را از نظر گذرانده باشد و هم اکنون در صدده تلافی برامده است ؟؟؟؟؟؟؟؟
ما هم نامردی نکردیم زیرا از مرام و مسلک ما نامردی به دور است
برای تلافی وقتی ابوی لبه ی استخر نشسته بود انچنان به سمت اب هدایتشا کردیم تا تنی به اب برسانند و در این هنگام تنها صدایی که به گوش می رسید این صدا بود :
ابوی : اطی خیلی نامردی ؛ اطلس خیلی خری ؛ اطلس خاک توو سرت اطلس اصلللللللللللللللللللللللس دستم بهت برسه اطللللللللس........
حالا تصور کنیند بابام داره خودشا از استخر می کشه بیرون ؛ نصف تنش توو ابه ؛ نصفش بیرون ؛ اوون وقت داره اوون بالاییا را حواله ی من می کنه
من که می گم بابام خوب شده به خاطر همین اطلس گفتناشه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
حالا من هرچی بگم خوابالوو شدم کسی باور نمی کنه
کی می توونه از ساعت 2 شب تا ساعت 15:20 بخوابه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من این کارا کردم
همچین یه نموره بدنم برگشت روو فرم
شانسم گفت کاری نداشتما
15:20 بیدار می شم ؛ ناهارما می خورم ؛ یه دوش می گیرم که یک ساعتا 30 دقیقه طول می کشه ؛ بعدشم که میام بیرون مووهاما سشوار می کشم ؛ کولرا روشن می کنم و دوباره تلللللللللللپ می شم توو تختم
بعد از دو ماه بهترین روز زندگیم همچین روزی بود ؛ بدون هیچ گونه دغدغه و استرسی ؛ به خوونه هم سپردم که هرکی تلفن زد و منا کار داشت بگند خوابه یا نیستش ؛ گفتم کسی هم بیدارم نکنه تا هر وقت که خودم بیدار بشم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این طنز چار خونه را کی می بینه؟؟؟؟؟ خدایی قبول داریند که به معنای تمام کلمه به شعور بیننده توهین می کنند مخصوصا توو این چند قسمت اخرش ؛ با اوون اداهای رضویان و شفیعی جم ؛ اونا یا ما را فاقد هرگونه شعور فرض کردند یا .........
من که نمی بینم ؛ چون واسه شعورم ارزش قائلم ؛ بقیه هم صلاح خودشونا خودشون می دوونند