يه اپ با يه خبر![]()
سلامو صد سلامو هزاران سلام و درودا هزاران درودا فراوان درود به همه دوستام![]()
چند روزي نبودم هم به خودم هم به كامپيوترم هم به خط تلفن خونه يه استراحت چند روزه داده بودم
استراحت خودم برا يه تفكر بسيار مهم و حياتي بود![]()
![]()
اخه يكي نيست به من بگه تو يكيا چه به تفكر؟؟؟؟؟؟؟![]()
حالا بريم سر اپ خودمون تا بعدا خبراما براتون بگم
چند وقت پيشا عليا مي خواست بره اردو
مي دونينيد كه عليا كيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اره ديگه همون داداشه شش سالما مي گم
هموني كه باهاش حدود يه 14-15 سالي تفاوت سني دارما مي گم![]()
داشتم مي گفتم
عليا قرار بود بره اردو
سفارش از حضرت مامان رسيد به بابايه گرام كه وقتي داري مياي خونه يكم تنقلات برا اردويه عليا بگير![]()
شب كه بابام اومد يه بسته پفيلا با يه عالمه لواشك با دوتا كيكا شير كاكائو برا عليا خريده بود منهاي چيپسا پفك ؛ اين گونه تنقلات توو خونه ي ما ممنوعه
تا بابام بياد خونه ساعت 9 شب شده بودا وقت خوابه عليا
برا همين عليا مسواشا زده بودا داشت مي رفت توو تختش كه بابام اومد![]()
![]()
عليا تا چشش به اوون پفيلاها خورد ديگه دينا ايمونشا از دست دادا مي خواست كه كه ته اون پفيلاها را در بياره
مامانم : نه ؛ نكن ؛ برو بخواب ؛ مسواكتم كه زدي
عليا : نچ ؛ مي خوام بخورم ؛ دوباره مسواك مي زنم
مامانم : نه ؛ نكن ؛ اصلا اينا برا اردوته نه حالا كه بخوري
عليا : ممممي خوووووووووووووام بخورم ؛ دلم مي خواد
مامانم : من نمي زارم ؛ بايد بري بخوابي
عليا : باشه ؛ نزار ؛ يادت باشه كه نزاشتي ؛ اگه منم گذاشتم تو ديگه بري خونه مامان جونت ؛ حالا ببين![]()
مامانم : هان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عليا : اگه گذاشتم ديگه بري خونه مامان جونت![]()
![]()
خواننده هاي گرامي دقت لازم را به جا اوريد كه حضرت داداش بنده در 6 سالگي به سر مي بره و اصلا و اصولن وقتي عليا اين جوابا داد هم من هم مامانم هم بابام قيافه هامون اين تيپي بود :![]()
![]()
![]()
![]()
تازشم بعدش كه حرفشا زده بسته پفيلا را انداخته اون ورا رفته توو اتقشا درم پشت سرش بسته![]()
عجباااااااااااااااااااااااااااااااااا از اين پسر 6 ساله
............................................................................
يه خاستگار برام پيدا شده دكتر روانپزشك![]()
![]()
كجا پيدا شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يه روز كه دم خونه مامان بزرگم از ماشينمون پياده شده منا ديده فردا صبحش مامان جونش اوومده دم خوونه مامان جونم كه اون دختر 170 سانتي كي بوده؟؟؟؟؟؟
مامان جونم : نوه ام بوده![]()
مامان جونش : قصد ازدواج دارند يا نه؟؟؟؟؟؟![]()
مامان جونم : نه ؛ مي خواد درس بخونه![]()
اين ماجرا ماله يه هفته پيشه مامان جونم شب جمعه همين هفته توو پارك داره به من مي گه كه همچين كسي پيدا شده منم از ترس بابات گفتم كه تو مي خواي درس بخوني![]()
من : مامان جون؟؟؟؟؟؟؟؟
خدايي پروونديش؟؟؟؟؟
بابا اگه بابا من لوولوو هستش كه ترسيدي ازش؟؟؟؟؟؟؟ ![]()
باباجان هروقت از اين موارد پيدا شد اول خبرشا به خودم بده ؛ من خودم آسه آسه به بابام مي گم ؛ بابام با من تو فقط ردشون نكن من خودم همه كارا را رديف مي كنم![]()
حالا خدايي پرونديش؟؟؟؟؟؟![]()
آخه چه جوري دلت اوومد لگد به بخت من بزني؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
حالا عموي گرام : خره اطي پسره قسر در رفته ، چه شانسي داشته اين ديگه ؛ معلوم نيست كي و كجا چه خوبي در حق خلق خدا كرده كه خدا اين طوري توو كاسش گذاشته و اونا از دست مادر فولاد زره نجات داده
بابا اون بدبخت بعد دو روز مي رفت تخصصشا پس مي دادا خودش با پا خودش مي رفت تيمارستانا مي گفت :
من كه دكتر نيستم
؛ من خودم يه شيرين عقلم كه رفتم اين هيولا را گرفتم![]()
من : عمو اگه مي خواي هرچه زودتر به ديار باقي بپيوندي به حرفات ادامه بده وگرنه اوون لبا دهنا جمعو جورش كن
تا خودم برات جمعش نكردم
؛ آره اطي قربونه عموي گلش بره
، اره اطي قربونه اون قدا بالات بره اره گلم![]()
و اين طوري شد كه عمويه گرام ديگه به سخنانه گهربارش ادامه نداد![]()
............................................................................
و اما خبر مهمم :
اطي دوباره داره مي ره مسافرت![]()
يه سفر مشهد از سه شنبه تا شنبه با هوا![]()
پس بدانيد و آگاه باشيد كه اتل دوباره تا شنبه در غيبت به سر مي بره![]()
به يكي گفتم دارم مي رم مسافرت ؛ مشهد
طرف گفت :
چه خبرته ؟؟؟؟؟؟؟؟ توور ايران گردي راه
انداختي؟؟؟؟؟؟؟؟ ![]()
آخه مگه مي شه يه اصفاني اين همه بره مسافرت؟؟؟؟؟پس خصلت اصفانيا اين وسط چي چي مي شه؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
............................................................................
چه بخايند چه نخايند اطي همتونا دعا مي كنه يخدم نه وااااااااااااااااااااااااااا ؛ اينقزه دعا مي كنم واستون كه همون موقع جوابما و جواباتونا تا من مشهدم از خوده خودش بگيريند
برا چارديواري مستر ژورناليستا مي خوام
؛ برا ووهوو يه ايكس دائمي
؛ برا مهدي عزيزترين
؛ برا آيدي سخته يم مرشا و برا يم مر آدي سخته را
؛برا عمو جواد يه وبلاگ فيلتر نشده
؛ برا فراري يه جاي دائمي
؛ برا شب پره يه دستمال كه چشاي خيسشا خشك كنه
؛ برا خانومي ، آقاييشا ؛برا پاپاتي يكم وقت تا خودش تند تند آپ كنه ؛ برا گندم يه مزرعه ي گنده
؛ برا نسي هرچي كه خودش بخواد
و .......... ديگه هر كي از قلم افتاده به گندگيه خودش حلالم كنه چون به اين هواپيماهاي ما كه اطميناني نيست ؛ اوومديما سقوط كردا من مردم![]()
پس از دم همه حلالم كنيد![]()
فعلا تا شنبه باي باي![]()
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط اطلس بانو
|



